آینده <BODY>


آینده

16.12.04
بهروز امین و اقتصاد دیجتالی افسانه نیست

 


 

آقای توکلی گرامی:

            با سلام امیدوارم سلامت باشید. از این که  به مقاله من جواب نوشته اید از شما ممنونم. فعلا همین طور نگاهی سرسری به آن کرده ام. فقط به اشاره می گویم در این مقاله شما از خودتان و هماندیشان خودتان در تائید حرفهای خودتان « سند» می آورید.  وقتی از کم شدن ژرفش کار صحبت سخن می گوئید مشخص است که همه کسانی را که در این واحدها در چین وهندوستان و بنگلادش و مکزیک ..... کار می کنند از معادله تان حذف کرده اید. شما که این همه بر روی « دانش» تاکید می کنید در نظر نمی گیرید که به قول الیس ریولین که اتفاقا یک اقتصاد خوانده دست راستی امریکائی است« بخش عمده اقتصاد فرآورده های اطلاعاتی تولید نخواهند کرد. شما نمی توانید آن را بخورید، بپوشید، در آنها بخوابیدْ، برآنها سواربشوید، و یا با آنها توپ بازی کنید. بخش عمده اقتصاد هم چنان به تولید و توزیع عذا، البسه، سرپناه، وسایل خانه، اتوموبیل، خدمات پزشکی، ...مشغول خواهند بود»(در کتاب: سیاست اقتصادی د رعصر اقتصاد اطلاعات سالار، ص 49 وایومینگ 2001). و اما در خصوص پیوستن به WTO ای کاش شما و هم اندیشان شما در نظر می گرفتید که اقتصاد ایران یک اقتصاد کمبود سالار است یعنی علت اصلی عدم توفیق اش دربازارهای جهانی نه موانع تجارتی بلکه کمی توان تولیدی در اقتصاد است. به حرف من وامثال من گوش فرا ندهید- به آمارهای تجارتی کشور بنگرید و بعد بروید و بررسی های کسانی چون تونی تیروال ( پروفسور  دانشگاه کنت) را بخوانید تا ببینید وقتی در این شرایط به چیزی چون دبلیو تی او به پیوندید چگونه اثر « جارو برقی» Hoover effectبه جریان می افتد و اقتصاد شما را به خاک سیاه می نشاند. بعلاوه خودتان در یکی از نوشته های تان از بیکار شدن 5 میلیون نفر سخن می گوئید. آیا از خودتان پرسیده اید در مملکتی که نظام رفاه اجتماعی قابل توجهی ندارد زندگی این ها چگونه باید بگذرد؟ جز  این است آیا که به این ترتیب، نتیجه اش فحشای بیشتر، کلیه فروشی بیشتر، و صادرات زن و دختر بیشتر خواهد شد؟

در این که جمهوری اسلامی مسبب بسیاری از بدبختی های ماست تردیدی نیست ولی به نظر من کسانی که همه چیز را به همین 26 سال محدود می کنند به دلایلی که خودشان بهتر می دانند دارند آدرس غلط می دهند. ممکن است به قول شما « گذشته چراغ آینده نباشد» - چیزی که در وبلاگتان نوشته اید- ولی من یکی تردید ندارم که بدون دانستن گذشته، آینده معنی نخواهد داشت چون با ندانستن گذشته شما حال را نمی شناسید و با ندانستن این دو، دانستن آینده به و اقع ادعائی است پا در هوا. شما در نظر نمی گیرید که اقتصاد ایران 100 سال است که این گونه است. شما به ذهنیت اقتصادی ایرانی ها که در وجوه عمده- دلال سالار و رانت خوار است توجه نمی کنید- همین چند وقت پیش نبود که به واردات 60 میلیون جفت کفش از چین دست زدند و صنایع کفش دوزی را به ورشکستگی کشاندند. برای این که فکر نکنید درگذشته تخم دوزرده می کردیم مگر درسالهای آخر شاه سالی یک میلیارد دلار جریمه معطلی کشتی ها را در خلیج فارس نمی پرداختیم. چون چنان هنگامه ای شده بود از واردات که نه بنادر توان تخلیه داشت و نه راهها توان کشیدن این بار... اگر به روزنامه های سال 1356 دسترسی دارید به آنها مراجعه کنید تا بیینید چه مقدار سیمان وارداتی سنگ شد و چه مقدار گوشت و تخم مرغ فاسد که مجبور شدند به دریا بریزند. ندیدن همه این ها و به گمان من، این گونه کتابی خواهان چیزی شدن، شیوه عمل مسئولانه ای نیست. منظورم از ذکر این نمونه ها این است که بگویم مشکل اصلی ما  در عرصه ذهنیت اقتصادی ریشه دارتر از آن است که شما گمان می کنید. آن دیگری که مثل شما خواهان پیوستن ایران یه این سازمان است می گوید اگر بپیوندیم سالی 200 میلیارد دلار واردات مواد غذائی خواهیم داشت. من که این ارقام را نمی فهمم ولی اگر این گونه است به ازایش چه باید بدهیم؟ نفت که کافی نیست. چقدر می توانیم زن و دختر صادر کنیم!!!

اگر ممکن است در نوشته ای برای خوانندگان روشن بفرمائید که با توجه به آمارهای تجارتی دولت ایران، منافع پیوستن به سازمات تجارت جهانی درچیست؟ کدام محصول را قرار است بیشتر صادر کنیم. برادر شما و امثال شما بی تعارف لاف در غریبی می زنید.... دولتیان برای توجیه خرابکاری های شان موانع تجارتی را بهانه کرده اندو تعدادی از دوستان نیز عملا طبال همین دیدگاه شده اند! شرایطی ایجاد کرده اند که کسی در اقتصاد سرمایه گذاری نمی کند - یا کم می کند- در نتیجه در حالی که جمعیت هم چنان زیاد می شود نه امکانات اشتغال کافی هست و نه توان تولیدی، یا باید خودشان جلوی آینه بنشینند که نمی نشینند یا باید یک « علت خارجی» پیدا کنند! چه چیزی بهتر از این که این امریکای جهان خوار برای بیستمین بار نگذاشت ما عضو بشویم که اگر می شدیم دیگر ایران بهشت برین می شد!!!!

بهرحال از لطفی که به مقاله من کرده اید ممنونم. اجازه بدهید با یک دیگر اختلاف نظر داشته باشیم.

ارادتمند شما

بهروز امین


  نوشته شده در ساعت: 11:59 amتوسط کیانوش توکلی

 

=

Leave a Comment:

Name


Homepage (optional)


Comments




Next Entry Home

Previous Entry


گذشته چراغ راه آینده نیست ، چرا که تاریخ تکرار نمی شود و حال سرشار از آینده است.

وبلاگ کیانوش توکلی

   

لطفاً اسمتان را به لاتین بنویسید!

<< December 2004 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04
05 06 07 08 09 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31



If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed